تبليغاتX
دیوونه قلب خستتم - جاده

دیوونه قلب خستتم

زیاد جدی نگیر

             

آسمون بغضشو تو پرده ي ابراي سياهش پاره مي كرد

 

رعد و برق ، نگاه شهرو با صداش خواب زده مي كرد

 

زمين از اين همه سنگيني به روي شونش گله مي كرد

 

همچنان پاي پياده فارغ از نگاه ابر آسموني

 

بي نياز از غصه ها و گله هاي برگاي خزوني

 

جاده هاي بي كسي رو طي مي كرد آروم ، آروم

 

تن غربت رو مي شستم توي قطره هاي بارون

 

من به ياد عطر بارون زده ي گلاي پونه

 

مي كشيدم پاي خستمو تو جاده به هواي بوي خونه

 

وقتي كه صداي خونه منو تا آخر جاده مي كشونه

 

اين سرابه توي جادست كه چشمامو مي سوزونه

         (( سياوش قميشي ))    

نوشته شده در هشتم اسفند 1387ساعت 15:40 توسط مرجان| |