تبليغاتX
دیوونه قلب خستتم - غرور ...

دیوونه قلب خستتم

زیاد جدی نگیر

 

   سلام  ....

            او در چشمانم خيره شد وقطره اشك از چشمانم را كنار زد و بر لبانم بوسه زد اما نگفت :

دوستت دارم

چند روز بعدوقتي به ديدارم آمد آن قدر خوشحال شدم واورا در آغوش گرفتم وگفتم بگو :

دوستت دارم

دست هايم را كنارزد وبر آن بوسه اي زد اما نگفت :

دوستت دارم

چند هفته بعد وقتي به ديدارم آمد در بستر بيماري بودم گفتم بگو :

دوستت دارم

بر پيشاني ام بوسه زد اما نگفت :

دوستت دارم

 

چند ماه بعد وقتي به ديدارم آمد پارچه ي سفيدي رويم بود پارچه را

با حسرت كنار زد و گفت :

دوستت دارم

به خدا دوستت دارم

                    

 

 

نوشته شده در بیست و سوم آبان 1387ساعت 14:57 توسط مرجان| |