دیوونه قلب خستتم
زیاد جدی نگیر
چه روز دلخراشي وقتي خواستي جدا شي قلبمو دادم دستت كه عمري داشته باشي ولي زدي شكستيش بدون هيچ بهونه عزيزم دل از سنگت تو خاطرم مي مونه..... " آخه چرا منو تنها گذاشتي منو با گريه و غم جا گذاشتي همش فكرمي كردم شايد از اول منو حتي يه لحظه دوست نداشتي منويه قلب داغون ، منو يه چشم گريون منه عاشق تو قلبت بودم دو روزي مهمون منو هواي ابري ، منو روزاي بي تو منو بارون پاييز ، يه قصه ي غم انگيز... " مردي دير وقت ، خسته و عصباني از سر كار به خانه بر گشت .كنار در پسر 5 ساله اش را ديد كه در انتظار او بود . _ بابا! يك سؤال از شما بپرسم ؟ _ بله ، حتما ، چه سؤالي ؟ _ بابا ، شما براي هر ساعت كاري چقدر پول مي گيريد ؟ مرد با عصبانيت پاسخ داد :اين به توربطي ندارد. چرا چنين سؤالي مي كني ؟ _ فقط مي خوهم بدانم ، بگوييدبراي هر ساعت كار چقدر پول ميگيريد ؟ _ اگر بايد بداني خب مي گويم ، 20 دلار !!!! پسر كوچك در حلي كه سرش پايين بود ،آه كشيد. سپس به پدرش نگاه كرد و گفت : مي شود 10 دلار به من قرض بدهيد ؟ مرد بيشتر عصباني شد وگفت : اگردليلت براي پرسيدن اين سوال فقط اين بود كه پولي كه براي خريدن يك اسباب بازي بي فايده از من بگيري ، سريع به اتاقت برو پسر كوچك آرام به اتاقش رفت . بعد از 1 ساعت مرد آرام تر شد وفكر كرد كه شايد با پسر كوچكش خيلي تندو خشن رفتار كرده است .شايد واقعا چيزي بوده كه او براي خريدش به 10 دلار نياز داشته است. به خصوص اينكه خيلي كم پيش مي آمد كه پسرك از پدرش پول درخواست كند. مرد به سمت اناق پسررفت و در راباز كرد. _ خواب هستي پسرم ؟ _نه بابا ، بيدارم ! _ فكر كردم شايد باتو خشن رفتاركرده ام ، امروز كارم سخت و طولاني بود و همه ناراحتي هامو سر تو خالي كردم. بيا اين 10 دلاري كه خواسته بودي.!!!!!! پسر كوچولو نشست ، خنديد و فرياد زد : مچكرم بابا!!!!!!! بعد دستش رو زير بالشش برد وچند اسكناس مچاله در آورد. مرد وقتي ديد كه پسركوچولوخودش پول داشته است ، دوباره عصباني شد و با فرياد گفت : (( با اين كه خودت پول داشتي چرا باز هم پول خواستي؟ )) پسر كوچولو پاسخ داد: براي اين كه پولم كافي نبود ، ولي الان هست . حالا من 20 دلار دارم. مي توانم 1 ساعت از كار شما رو بخرم تا فردا زودتر به خانه بياييد؟دوست دارم با شما شام بخورم... گفت و گوي ياس با كارفرما : ياس : سلام عرض كردم كارفرما : سلام بفرماييد ياس " براي اون آگهيتون اومدم ميخواستم اگه بشه اينجا استخدام بشم كار فرما : مداركتون رو آورديد ياس : بله كارفرما : كامله ديگه ياس : بله كارفرما : پس سابقه كار چي ؟ ياس :راستش سابقه كار ندارم كارفرما : بدون سابقه كار كه نميشه ياس : راستش من هر جا كه ميرم سابقه كار ميخوان بالاخره من بايد از يه جايي شروع كنم ديگه كار فرما : نه نميشه بفرماييد بيرون ياس : آخه ببينيد من الان بيكارم نميدونم چيكاركنم تو رو خدا يه توجهي بكنيد كار فرما : اين مشكل شماست بفرماييد جلو راه واينستيد ، حركت كن آقا . حالا خود ياس ميخونه : آخه بابا باغت آباد منو دركم كن نگو جلو راه وايسادي آقا حركت كن تواينجا نشستي كه جوابمو بدي پايينو نگاه نكن چشم پر از آبمو ببين اگه نيازمن بودي تو هم ميشدي يه كنه ببين اسم بدشانس روي پيشونيه منه عصبانيم يه زلزله 10 ريشتريه توش چرا اون با يقه بسته و ته ريش بره تو همينا مي تونه جووناي ما رو پير كنه حدس بزن يه روزي كارت پيشش گير كنه تا كه مي رسه به من بدبخت و آواره ميگي الان نه باشه بعد وقت ناهاره بيا يه كاره خيري بكن تو يه روزه امضاتو نمي خوام بذارم توي موزه نگو مداركت ناقصه برو فردا بيا همه چيزو كامل كن بعد وردار بيار واسه استخدام دقت كن به ضابطه ها بايد داشته باشي 5 سال سابقه كار نمي خوام داد بزنم الكي شلوغ بكنم بگو 5 سالو من از كجا جور بكنم " منو ميبيني كه از اين زمونه سيرم از همه چي بريدمو به جوونه پيرم بارمو ميبندمو شبونه ميرم به خاطر توديگه كارم تمومه ميرم " بيدار شدي ميخوره به سرت هواي صبح توي روزنامه بخون صفحه حوادثو ببين مادري كه دخترشو كشته بود بعد خودشو پرت كرد از پشت بوم ميگي چه مادره بي رحمي ، چه روزگاري چيه خراب شدم من روز كاري اگه دقت كني با كمه ريشه يابي ميبني كه يه مادرم ميشه ياقي اون مادره كاش باز زنده ميشد واست تعريف ميكرد داستان زندگيشو روزي كه خداوند دخترشو هديه ميكرد مادر داشت از خوشحال گريه ميكرد با وجود پدري كه هنوز بيكار بود دم بيمارستان نشسته و سيگار دودميكنه بدهي ها هر روز قد ميكشه مرد دوره آگهي ها همش خط ميكشه بند اميدش به آينده ها پاره شد واي آخرسرم كه خيابونا كارشو ساخت قاتل تويي خدا ببخشه گناهاتو حالا برو بشين بخون مجله گل آقاتو " منو ميبيني كه از اين زمونه سيرم از همه چي بريدمو به جوونه پيرم بارمو ميبندمو شبونه ميرم به خاطر توديگه كارم تمومه ميرم " چيه فكر ميكني حالا كه پشته ميزي از ما بالاتري يعني تو گشنه نيستي طوري صحبت ميكني كه انگار داري الان تراولاتو ميكني پشت نويسي خيلي شده يه جووني جلوي تو ظاهر بشه يه جوونه تحصيل كرده كه مسافركشه اين همه سال زحمت كشيده واسه كاري كه فردا با روي سفيد بره خواستگاري ديگه خودتم ميدوني اينه گفته عقل بايد با پول بشيني سر سفره عقد توي پوچي چيزي به اسمه وفا گمه گذشت زماني كه ميگفتن مهم تفاهمه " منو ميبيني كه از اين زمونه سيرم از همه چي بريدمو به جوونه پيرم بارمو ميبندمو شبونه ميرم به خاطر توديگه كارم تمومه ميرم "
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()







سلام .......
دلم خيلي براتون تنگ شده بود اول از همه " عيد سعيد فطر " رو به همه بروبچ اينترنتي مخصوصا به دوستاي صميميم تبريك ميگم و اميدوارم كه " نماز و روزه هاي ماه رمضونتون " قبول باشه عزيزانم .

اما حالا براتون يه شعر رپ از" ياس عزيزو جيگرم " در مورد بيكاري ميذارم ، خيلي خيلي خيلي خيلي قشنگو معني دارهحتما تا آخرش بخونين !!!!!!!!!!!
" فعلا بای ... "


