دیوونه قلب خستتم
زیاد جدی نگیر
شنیدید میگن مثلا فلان روز رو پیشاپیش تبریک میگیم حالا من باید بگم که ولنتاین رو پساپس تبریک میگم چی بهش بگم بدونه که هنوز دوستش دارم که به خاطرش تا نیمه های شب هم بیدارم چطوری بهش بگم که جونمو میدم براش همه دارو ندارم و می ریزم بپاش چطوری بهش بگم که قلبمه که جونمه که تو این صعود دلگیر همه توونمه برای اونی که یک عمر همه تار و پودمه به اونی که عشق پاکش همه وجودمه خرافات خنده دار ولنتاین ۰۰۰ چشمان بی فروغم طولانی بودن این جاده بی انتها را باور ندارد و شانه های نحیفم تاب و تحمل بار سنگین جدایی را . خسته از انتظار . پاهایم ناتوان و دستهایم خالی است اما شاید با این همه ناتوانی بتوانی به وصال رسید . دارد بویی که مرا از خوابهایم میگیرد وبه دست ترانه ها می سپارد . آنگاه طنین ساده ای میشوم و در گوش جهان مینشینم . همه جمعه در امیدم که تو آیی از دیارت من خسته دل بپوشم به تنم نگاه ماهت به دو روی سکه بودی چو نشان عشق دیدم تو بیا به جمعه روزی که بنوشم از شرابت شب هر غروب جمعه که ندیدم آن جمالت تن خسته ام سپردم به خیال چون پگاهت تو رخت به من نشان ده که دلم غمین نباشد چه زیان که چشم من هم برسد به جان پاکت شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید ![]()
![]()

اگر در این روز سیبی ر از وسط نصف کنی تعداد دانه های سیب تعداد بچه هایت را نشان می دهد!!!!
در این روز اولین اسمی که در روزنامه ببینی یا در تلویزیون و رادیم بشنوی اسم همسر آینده ات است !!!
اگر در روز محبت و عشق یک مرغ عشق ببینی همسرت میلیونر خواهد بود!!!!!
اگر ذر روز ولنتاین در راه یک لنگه دستکش پیدا کنی در همسر آینده ات لنگه دیگر را پیدا خواهد کرد!!!!!

کتابی که ورق می زنم و دفتری که در آن می نویسم بوی تو را دارد . بویی که مرا از قدیمی ترین غارهای زمین جدا میکند وبه آسمان میبرد . آنقدر بالا میروم که ماه را زیر پایم میبینم و میتوانم صدای فرشتگان را بشنوم.
درخت بلوطی که هر روز مقابل دیدگانم راه میرود وکبوتری که بر لبه حوض مینشیند بوی تو را
بوی تو را دارد این روزهای غریب این بشقابهای خالی این قاشقهای زنگ زده این نامه های نانوشته وگیسوتن خیس مادرم . خودم را در آغوش کلمه ها رها میکنم و بی صدا میگریم.
بی صدا می خندم ، بی صدا عاشق میشوم ، بی صدا گرسنه می مانم و بی صدا میمیرم.
هیچ کس نام مرا بلد نیست، باد پلاک خانه ام را باخود برده است آرزوهایم در جوی افتاده اند.
نام تو روی روی ناخنهایم مینویسم و انگشتانم را با شاخه های درخت سیب پیوند میزنم.
فردا همه سیب های سرخ و سبز ، کال و رسیده بوی تو را خواهند داشت وبوی عاشقانه های مرا .
بی صدا نام تو را بر زبانم آوردم و پیراهنم را با بوی تو می شویم .
فردا اتاقم پر از بوی یوسف میشود وآینه هایم زیباتر از دیروز می خندد .








![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




