دیوونه قلب خستتم
زیاد جدی نگیر
به من زیستی عطا کن که درلحظه مرگ بربی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ومردنی عطا کن که بربیهودگی اش سوگوارنباشم بگذار تا آن رامن خود انتخاب کنم امآنچنان که تودوست داری چگونه زیستن راتو به من بیاموز چگونه مردن راخود خواهم آموخت
خدایا ...
![]()
![]()
نوشته شده در بیست و ششم خرداد 1386ساعت
23:20 توسط مرجان| |


